شعرشناسنامه دار (مكتوب) این قوم اما، با بذری که حسینقلی خان ایلخانی و ملازلفعلی کرونی ـ در دوره ای تقریبا همزمان ـ در راستای نگهداری زبان کاشته بودند به فخامت و "بخت یاری " متولد گردید. اندیشه ی خیامی ملازلفعلی و پختگی کلام او؛ قابلیت وظرفیت بالای زبان بختیاری را برای سرایش شعر به همسنگی و گرانسنگي زبان پارسی، نمایان ساخت، هرچند این قابلیت پیش تر و در سوگنواها ، عاشقانه ها، سروده های آيینی و رزمنامه ی قومي شاعران ديگر ـ که متاسفانه نامی از آنها را در چنته نداریم ـ تا حدودی آشکار شده بود. پس از آن دوره ی آغازین ، "کوته سروده های بختياري " پژمان بختیاری توان شعری ما را و گنجایش ظرف زبانی قوم فرهمند بختیاری را به بهترین وجه ممکن بازتعریف کرد. داراب افسر، اِستين پايه ور بُهون شعری بختیاری را، بهانه ای برای پی ریزی کاخی بلند یافت و اوستادانه پیرنگ آن را ریخت. وی اگر چه در لایه های اشرافیت این قوم جای داشت؛ تکریم مردم عادی را جایگزین حس اشرافیت کرد و یادگاری جاودانه از شعربختیاری بر " تراز ادبیات ایران " برجای نهاد. نسل سوم بختیاری سرایان با چهره هایی چون شادروان قیصر امین پور، زنده ياد مراد دانشور، سیدعلی صالحی، يوسفعلي ميرشكاك،عبدالعلی خسروی، داراب رئیسی، قهرمان محمدی، مريد محمدي، علی بُداغی ، هرمز علی پور ،جواد خسروی نیا وديگران، با اینکه ابزاررسانه ای بیشتری در اختیار داشت؛ سرآغاز، در رویکردی پارسی گرایانه ،بسآمد شعرخویش را تحت تاثیر یگانگی فرهنگ بختیاری وپارسی، برپارسی سرایی بنا نهاد. شیرینی وجذبه ی این زبان بخت یار، ریشه های قومی ، مخاطب مشتاق و "شیر وشور مادری زبان بختیاری اما، طبع شان را با بختیاری سرایی به هیجان می آورد، صالحی ،امین پور، علی پور ، بداغی، ميرشكاك، مريد محمدي ودیگران که در فضای شعر فارسی خود را به جامعه معرفی کرده بودند، تحت تاثیر همان شیر مادری زبان وشور و شیرینی آن ودر پاسخ به تشنه کامی بختیاران ، همزبان با سروده های فخیم بختیاری هرچند اندک، اما گوهرهایی برآن افزودند، شاعران دیگر این گروه همچون عبدالعلي خسروی، قهرمان محمدی، داراب رئیسی ، مراد دانشور، جواد خسروی نیا ودیگران با گرايش بيشتر به " بختياري سرايي، کفه ی ترازو را به نفع شعر بختیاری سنگین کرده وکوشیدند که به درستی وپایداری، حلقه ی واسط نسل های پیشین ونسل جوان " بختیاری سرا " باقی بمانند تا رهپویان جوان، با اعتماد به نفس بيشتر، در سينه كش قله های شعر وادب بختیاري، به صعود بينديشند.. فیض الله طاهری اردلی ، حسین حسن زاده رهدار وجبار رضایی که در زمره ی نسل میانی، بینابینِ پیش کسوتان حاضر ونسل جوان قرار دارند نیز دست به کاری سترگ زدند ،اینان با جشنواره های" تمداربیت "، "بنه وار" و "همدرنگ " مجال رونق و روایی شعر بختیاری را بیش از گذشته فراهم کردند، ناگفته پيداست، اين رويكرد فرصت آفرين؛ نخستين بار، با دور انديشي و همت فيض الله طاهري در وارگه ادبي تمداربيت، تجلي يافت. به اين نامها، بايد نام اقبال صالحي، سردبير پيشين ماهنامه كهرنگ را كه هم اينك درگير كنكره شعر مذهبي بختياري است؛ افزود. نسل پيوسته به نسل سوم كه به لحاظ برخورداري از تكنولوژي نوين رسانه اي، بهره مندي از داشته هاي پيشين و معرفت شناختي فرهنگ، درهم تنيدگي بيشتر با نسل سيد علي صالحي ها دارد، تحت تأثير حضور مستمر در لايه هاي گوناگون جامعه ي بختياري برآورد سنجيده و درك درون فهمي از نيازهاي فرهنگي، علمي، معيشتي، اقتصادي، بهداشتي، عاطفي، روحي و رفاهي بختياري به دست آورد، از اين رو با چهره هايي نظير روشن سليماني، كوروش كياني، فريده چراغي، داريوش مرادي، حياتقلي فرخ منش و ديگران، با نگاه انتقادي به همه چيز، حتا به شعر خويش، درهر سه قلمرو شعرِ " سنتي" ، " نيمايي" و " شعرانثر " طبع آزمايي كرده و درهر سه قلمرو معياري درست از شعر بختياري به دست داده است. نسل ديگر كه چهره هايي چون آرمان راكيان، وحيد محمدي، ثريا داوودي حموله ، ربيع الله فرهمند و آرمان موري را در بر مي گيرد، شتاب وعطش بيشتري براي پاسخ به نيازهاي شعري جامعه و ارضاي طبع پر جنب وجوش شعري خود دارد. دفتر شعر " آرنگ وير" يكي ازده ها رهآورد نازش خيز اين نسل خوش قريحه است. اینک که جشنواره تمداربيت، دراردل، پایتخت امروزين شعر بختياري، براي رونمايي از " آرنگ ویر " بر پاي ايستاده است؛ به واقع می توان گفت : دستاوردی از سلسله زحمات واهتمام پیشین را به رونمایی آورده است ، دستاوردی که به دانایی ، ذوق وهمت جوانان دانش پذير و جوياي نام بختیاری ، نظایر آن ، درنوبت رونمایی است و شادبختانه، از اين پس، پیشکسوتان باید تمدار رونمایی های بیشتر درتنند . آرنگ ویر، سرشار از دوبیتی های دل انگیز وآکنده از احساس نجیب یک جوان پاک باخته نسبت به سرزمین خویش است، هرچند رواني زبان و بيان، هارموني دلنشين كلام، گنجينه و چينش معمارگونه ي واژگان وتسلط وي برفنون ادبي صناعت وبلاغت، معاني و بيان، تركيب سازي و تصوير آفريني، از نكات برجسته ي اين دفتر شعراست؛ درونمايه ي آن اما، ارجمند ترين برجستگي آن است؛ درونمايه اي پرمايه كه با نخستين " درپيوستگي " و خوانش، ره به بوستان بختياري مي نماياند، و بخشي از چگونه انديشيدن اين قوم دير سال، آرنگي از زندگینامه آرمان راکیان، نمادِ ماهیتِ شیفته وار او درملیت ایرانی وسند دلبستگی ژرف این جوان فرهیخته به اين فرهنگ را باز مي نمايد. می گویند :زبان آئینه ی فرهنگ یک قوم است ومایه ی ارجمندی ویکی از عوامل نیرومندی ملیت می باشد. ونیز گفته اند هرقومی که فرهنگی شایسته اعتنا وتوجه نداشته باشد؛ باقی نمی ماند هرچند مردم آن درقید حیات باشند و نيز گفته اند : سرزندگی هرقوم به گونه ی معناداری وابسته به زبان آن است. از این رو، رونمایی از آرنگ ویر که لبريز از واژگان ناب و ناگفته ها و نو گفته هاي بختياري است و گشودن سرتالِ سخن دركتابي كه سراینده آن به پویایی زبان بختیاری می اندیشد، نمایشي از رونمایی توانمندی های زبان وپیشینیان شعری ماست. دربخش پایانی سخن باید گفت: 1) این دسته بندی، از جهات گوناگون قابل بازنگری است، جزدرگروه نخست که درشمار محدوداند ،گروه های بعدی را می توان به نام شاعران دیگر زینت داد،آوردن اين نامها نمايه اي از نمونه هاست. 2)نقش استاد آبهمن علاء الدین در ایجاد انگیزه و اعتماد به نفس در رهیافت به پردازش شعربختیاری بی بدیل است ودر میان معاصرین جایگاه ايشان در صدر قراردارد. 3) ادبا و شاعرانی همچون عباس قنبری ، كيانوش كياني هفت لنگ، ظهراب مددی، اردشير صالح پور، فریدون داوری و وحید خلیلی اردلی در حوزه ی آکادمیک بسترساز مقدمات تعالی شعر وفرهنگ قومی اند که باید قدرشان دانست وبرداشته هایشان تکیه زد. 4) این شعر است که دانشمندانی همچون پروفسور محمودصالح را، در بيشتر جشنواره هاي شعري، زینت جمع ما كرده است، پس شعر، از اين منظر، پژواك هيجار؛ براي هياري (همياري) وهمدلي نيز هست. 5) به رغم گرایش نوين وپرارج نو پردازان به نثر بختیاری، هنوز هم بار زبانی فرهنگ بختياري، بردوش شعر وموسیقی است وشعر همچنان درموسیقی سهم عمده ای دارد، پس توجه به شعر و موسيقي از بایستگی های امروزین ماست . 6) از پردستاوردترين شاخه هاي فرهنگ بختياري يكي هم موسيقي است كه به ياري يزدان جاي دگر و مجالي ديگر بدان پرداخته خواهد شد. 7) واژه " شعرانثر " را جايگزين " شعر بي وزن " كرده ام تا بارمعنايي و ادبي شعر منثور و آهنگين را داشته باشد. 8) این نقد، بررسی و واکاوی؛ يا هرچه نامش نهيد، كامل نيست؛ نیاز به ژرف نگري وفراخ نمايي بيشتر دارد، مَنديرم كه از سر لطف، با بینش والا، وکمال اندیشه خویش، آن را كامل كنيد. ایران عزیز به وجود شما عزتمندتر باد. ////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////